آموزش SEO/GEO/AEO با Claude AI به سبک محسن طاوسی

هوش مصنوعی به جای شما SEO انجام نمیده! کاری که من(محسن طاوسی) کردم این بود که روش خودم رو، همون چیزهایی که سال ها در دوره سئو آموزش دادم، قدم به قدم به هوش مصنوعی آموزش دادم. حالا کارهایی که قبلا یک هفته وقت می گرفت در کمتر از یک روز انجام میشه، ولی با معیارهای من، نه با تشخیص AI. آموزش سئو با هوش مصنوعی که اینجا می خونید، همون روشی هست که همین الان روی سایت های فارسی، انگلیسی، عربی و چند زبان دیگه اجرا می کنم و هر مثالی که می بینید از همین پروژه ها استخراج شدند و در دوره سئو هم از همین مثال ها استفاده کردم.

این مثال ها بین المللی هستند و وابسته به زبان یا کشور خاصی نیستند. من اعتقاد دارم اگر قسمت سخت رو یاد بگیرید بهتره. مثلا اگر بین المللی و هر زبانی رو یاد بگیرید، فارسی یا زبان کشور خودتون و زبان مورد علاقتون هم یاد می گیرید. اگر سئو فروشگاهی رو یاد بگیرید، سئو هر مدل سایت دیگه هم یاد می گیرید به صورت خودکار. به خاطر همین، محتوای دوره ام و محتواهای رایگان من، قسمت سخت تر رو پوشش میده. البته به زبان ساده و بدون پیچیدگی گویی و با تلاش برای اینکه، اعتماد به نفستون بیشتر بشه.

هوش مصنوعی در سئو چه کاری میکنه و چه کاری نمیکنه؟

بزرگ ترین اشتباهی که می بینم اینه که از هوش مصنوعی می پرسند “برای فلان موضوع کلمه کلیدی پیدا کن” یا میگن “گپ و ضعف رقبا رو پیدا کن” و هر چی گفت رو باور می کنند. AI تعداد جستجو (Search Volume، یعنی تعداد دفعه هایی که یک عبارت در ماه جستجو میشه) رو نمی دونه! یک عدد می سازه که منطقی به نظر میاد. اگر تعداد جستجوی یک کلمه کلیدی رو از حدس هوش مصنوعی گرفته باشید، عدد واقعی و قابل تکیه ای نیست.

پس کار رو این طور تقسیم کردم:

  • روش و معیار و شاخص ها(که همیشه روی شاخص ها تاکید دارم)، برای من هست و تخصص چندین ساله من، این شاخص ها رو تولید کرده. نمیدونم به جای کلمه “تولید” چی بذارم. شاید “استخراج” بهتر باشه. به زبان عامیانه میشه دراوردن شاخص ها! اینکه intent جستجو (Search Intent، یعنی جستجوگر واقعا دنبال چه چیزی هست) چطور تشخیص داده میشه، کلمات کلیدی چطور دسته بندی میشه و کدوم کلمه کلیدی تله هست و کدوم فرصت. همه این ها رو خودم به هوش مصنوعی آموزش دادم، دقیقا همون طور که در دوره سئو آموزش دادم.
  • هوش مصنوعی همون روش رو اجرا می کنه، فقط خیلی سریع تر از انسان!
  • عددها از ابزار میان، نه از حافظه AI. تعداد جستجو از ابزار تحقیق کلمات کلیدی، و کلیک و ایمپرشن و رتبه از سرچ کنسول (Google Search Console) البته به شرطی که سایت ما صفر نباشه و سرچ کنسول ما دیتا داشته باشه. اگر نمی دونید این وصل کردن چطوری انجام میشه، آموزش اتصال هوش مصنوعی به سرچ کنسول رو ببینید.
  • آخر کار، خود شما خروجی رو نگاه می کنید و تایید می کنید. همین قدر ساده! هرچند ظاهرش ساده هست. در اجرا بسیار درگیر خواهید شد مثل قبل!
خلاصه کار تقسیم وظایف هوش مصنوعی در سئو با AI
روش رو من آموزش دادم، AI اجرا می کنه، عدد از ابزار میاد، تایید با شماست.

یک نکته دیگه هم بگم. من(محسن طاوسی) یک خط هم کد نمی نویسم و قرار نیست اصلا با هم کدنویسی یاد بگیریم. این کار خیلی ساده تر از چیزی هست که فکر می کنید.

این تقسیم کار برای GEO و AEO هم همین هست. GEO (Generative Engine Optimization) یعنی بهینه سازی برای اینکه موتور هوش مصنوعی خود گوگل، یعنی AI Overview، محتوای شما رو در نتایجش نشون بده. AEO (Answer Engine Optimization) یعنی بهینه سازی برای اینکه ChatGPT، Gemini، Claude و بقیه، در نتایجشان، سایت یا صفحه شما رو پیشنهاد بدهند. این دو در عمل، فرایند های اجرایی یکسانی دارند. فرقشون با SEO رو در مقاله GEO چیست کامل گفتم. خلاصه حرفم این هست که SEO، GEO و AEO سه کار جدا نیستند. صفحه ای که برای یک intent مشخص درست ساخته شده، هم در گوگل بالا میاد و هم بیشتر در نتایج AI دیده میشه.

برای سئو با هوش مصنوعی چه ابزارهایی لازم هست؟

  • Claude با قابلیت Skill، که یک فایل دستورالعمل هست و روش و قانون های شما رو نگه می داره، و قابلیت Project برای نگه داشتن فایل های پروژه. با این دو، لازم نیست هر بار از صفر توضیح بدید! همین کار رو در ChatGPT Codex هم میشه انجام داد. ChatGPT معمولی Skill به این شکل رو نداره و نیاز به استفاده از پوشه هست که با این تغییرات گسترده هوش مصنوعی، احتمالا از کلاد تقلید میکنه و بدون نیاز به پوشه روی کامپیوتر هم قابلیت skill رو اضافه میکنه. شاید هم زمانی که دارید این مقاله رو میخونید، اضافه کرده باشه!
  • یک ابزار تحقیق کلمات کلیدی (Keyword Research) برای گرفتن تعداد جستجو (Search Volume). من از Mangools استفاده می کنم و اون رو به Claude وصل کردم تا عدد رو مستقیم از خود ابزار بخونه. ابزارهای ایرانی مثل جت سئو، کیوردچی، میزفا تولز و سئو سیگنال، یا هر ابزار خارجی که خودتون دوست دارید هم مناسب هست! اما MCP مهمه و باید داشته باشند! اگر ندارند به خاطر این هست که شما درخواست ندادید و اون ها جدی نگرفتند. تاکید میکنم دقیقا MCP و Connector. و نه API. اگر گفتند ما API داریم بگید نه! محسن طاوسی گفته دقیقا MCP میخوایم.
  • اتصال به سرچ کنسول (Google Search Console)، برای کلیک، ایمپرشن و وضعیت ایندکس صفحه ها. قدم به قدم و رایگان، با اسکرین شات همه مرحله ها، در آموزش اتصال Claude به سرچ کنسول آوردم.
  • گوگل شیت یا اکسل. هر خروجی باید یک فایل باشه که بشه بررسی کرد، نه یک متن طولانی در چت!
لیست skill ها در Claude که برای کارهای مختلف سئو ساخته شدند
لیست skill ها در Claude. هر skill روش یک بخش از کار SEO رو نگه می داره.

یک چیز رو هم روراست بگم. نسخه رایگان این ابزارها برای این کار جوابگو نیست. به محض اینکه کار جدی شروع کنید، سهمیه نسخه رایگان تموم میشه. هر چیزی که در این مقاله میگم درباره نسخه های پولی هست و برای این کار ناچارید اشتراک بگیرید! اشتراک اختصاصی رو از خود سایت Claude یا OpenAI بگیرید، نه از سایت هایی (ایرانی یا خارجی) که دسترسی به هوش مصنوعی های دیگه رو می فروشند. اگر از داخل ایران با کارت ریالی پرداخت می کنید، می تونید از یک واسطه پرداخت ایرانی کمک بگیرید، ولی اشتراک باید برای خودتون و از سایت اصلی روی ایمیل خودتون باشه.

شکاف کلمات کلیدی یا Keyword Gap چیست و چطور با هوش مصنوعی هرس کنیم؟

شکاف کلمات کلیدی (Keyword Gap) یعنی کلمات کلیدی ای که رقبا براشون رتبه دارند و شما ندارید. ابزارها این لیست رو در چند ثانیه برای شما آماده می کنند. مشکل اینجاست که لیست خام به هیچ دردی نمی خوره!

برای یک کتاب فروشی آنلاین فرانسوی، خروجی شکاف کلمات کلیدی حدود 4 هزار کلمه کلیدی به زبان فرانسوی بود. اگر همین لیست رو به AI بدید و بگید “برام صفحه بساز”، چند هزار صفحه تحویل می گیرید که اکثرا هیچ وقت یک کلیک هم نخواهند داشت!

اول خود فایل رو نگاه کنید. ستون تعداد جستجوی ماهانه دیتا داره؟ در همین پروژه ستون تعداد جستجو برای همه ردیف ها خالی بود. یعنی هر تصمیمی که بر اساس تعداد جستجو (Search Volume) گرفته می شد، بدون پایه و اساس بود. برای همین تعداد جستجوی کلمات (Search Volume) رو از ابزار Mangools برای کشور فرانسه استخراج کردم.

قبل از اینکه هوش مصنوعی (برای من کلاد) درباره تک تک کلمات کلیدی فکر کنه، با یک فیلتر ساده که هیچ هزینه و وقتی نمی گیره، بخش بزرگی از لیست رو کنار میذارم. فقط یک سوال می پرسم. رقیب برای این کلمه کلیدی در 3 صفحه اول گوگل هست یا نه؟ اگر رقیب از جایگاه 31 به بعد هست، یعنی گوگل اصلا سایت هایی مثل شما رو جواب جستجوی این کلمه نمیدونه. همین یک فیلتر حدود 2500 کلمه کلیدی رو کنار گذاشت! در تصویر پایین می بینید.

خلاصه شکاف کلمات کلیدی سئو یک کتاب فروشی فرانسوی و کلمه هایی که بعد از بررسی کنار گذاشته شدند
خلاصه شکاف کلمات کلیدی کتاب فروشی فرانسوی. دلیل کنار گذاشتن هر کلمه کلیدی ثبت شده و چند کلمه کلیدی هم موضوع در یک صفحه ادغام شدند.

حالا نوبت AI می رسه. ولی قبلش معیارها رو در یک جدول کوتاه می نویسم و تایید می کنم، چون اگر معیار رو بعد از دیدن داده عوض کنید، دارید داده رو به نفع حدس خودتون تغییر می دید. معیارهای این پروژه این ها بودند:

  • حذف کلمات کلیدی حاوی اسم برند دیگران
  • حذف کلمات کلیدی بی ارتباط با کتاب(موضوع نرخ تبدیل دار شما)
  • نگه داشتن کلمات کلیدی با KD (Keyword Difficulty، یعنی میزان سختی کلمه کلیدی) بالا، با برچسب “سخت”
  • ادغام کلمات کلیدی ای که قرار هست در یک صفحه باشند، به جای حذف

این معیارها رو AI از خودش درنیاورد! همون معیارهایی هست که سال ها با خودم داشتم و آموزش دادم. AI فقط اون ها رو روی چند هزار ردیف اجرا کرد که علاوه بر دوره آموزش سئو من، میتونید در صفحه آموزش کیورد تارگتینگ و آموزش تحقیق کلمات کلیدی به صورت رایگان ببینید. شاخص های صفحه بندی رو من از سال 2016 بعد از یک چالش صفحه بندی (معروف به کلاسترینگ) استخراج کردم. که اول با سوال در webmaster stackexchange شروع شد. اما جواب مناسبی دریافت نکردم و شروع به تحقیق کردم و آزمون و خطا. تا شاخص های فعلی خودم رو استخراج کردم که در عصر هوش مصنوعی هنوز هم از همون شاخص ها استفاده می کنم. شاخص های من برعکس بقیه، اصلا به نتایج فعلی گوگل کاری نداره! این نیست که ببینیم بقیه چیکار کردند و ما هم پشت اون ها بریم. چون خیلی وقت ها اون ها و حتی برند های بزرگ اشتباه کردند و اگر تقلید کنیم، فقط پشت سرشون قرار میگیریم و نمیتونیم از ضعفشون از نساختن صفحه جدید برای یک کلمه کلیدی، استفاده کنیم!

مرحله بعدی قسمتی هست که اکثرا بهش توجهی نمی کنند و مرتبط با نرخ تبدیل هست. هرچند در کل این آموزش، بحث نرخ تبدیل، تنیده شده. کلمه کلیدی ای که تعداد جستجوی بالایی داره ولی هیچ رقیب جدی در صفحه اول نیست، فرصت نیست، تله هست! مثلا اسم کتابی که فیلمش هم ساخته شده. کسی که این عبارت رو جستجو کرده دنبال تماشای فیلم هست، نه خرید کتاب. یا اسم خالی یک نویسنده معروف. کسی که این اسم رو جستجو کرده، احتمالا قصدش مطالعه زندگی نامه اون شخص بوده، نه خرید کتاب.

از اون حدود 4 هزار کلمه کلیدی، آخر کار کمتر از 300 صفحه باقی موند که هر کدوم یک intent(Search Intent) مشخص دارند و یک رقیب واقعی که میشه ازش پیشی گرفت. چون ما دست رو کلماتی میذاریم که می تونیم یک کار عملیاتی قابل اجرا در محدوده توانمندی و بودجمون با توجه به رقابت موضوع، انجام بدیم.

تحقیق کلمات کلیدی با AI بدون اعداد اشتباه و تخمینی!

تحقیق کلمات کلیدی (Keyword Research) رو از کلمه کلیدی شروع نکنید. از سایت خودتون شروع کنید! اول یک لیست کامل از همه صفحه هایی که دارید استخراج کنید، با عنوان سئو (SEO Title) و عنوان محتوای صفحه (H1) واقعی فعلی. بابت اینکه اول باید ببینیم اصلا داخل سایت ما چخبره! محتوا و صفحه تکراری تولید نکنیم. خیلی مهمه که سوار بر کار بشیم که من اسمش رو گذاشتم آنبوردینگ! البته اسم سوار بر پروژه شدن و توجیه شدن و در جریان قرار گرفتن، واقعا اسمش آنبوردینگ هست. شما نباید شروع کنید به ساخت صفحاتی که قبلا ساختید! اصلا شروع بهینه سازی یک سایت بدون توجه به فعالیت های قبلی تا امروز، کار بسیار اشتباهی هست.

برای یک سایت وام مسکن آمریکایی (زبان انگلیسی، بازار آمریکا)، در چند مرحله عمل کردم:

  1. استخراج صفحات تجاری و بلاگی موجود
  2. درج عنوان محتوا و عنوان سئو (SEO Title) در شیت در ستون جداگانه همون صفحه و همچنین تمام کلمات کلیدی اصلی هر صفحه.
  3. بعد از این دو مرحله، شروع تحقیق کلمات کلیدی جدید، بجز کلمات کلیدی فعلی

در مرحله اول، این لیست رو فقط از روی آدرس صفحه های فعلی ساختم و صفحه اصلی سایت! در مرحله دوم، فهرست رو از عنوان سئو (SEO Title) و عنوان محتوای (H1) واقعی همه صفحه های نقشه سایت (Sitemap) ساختم. هر کلمه کلیدی ای که intent اون با یک صفحه موجود یکی هست(برای تشخیص تفکیک، رجوع کنید به آموزش کیورد تارگتینگ یا فصل کلاسترینگ دوره)، صفحه جدید نمی گیره و روی همون صفحه موجود فعلی، تارگت یا به اصطلاح منصوب(Assign) میشه.

شاخص های تجاری هم لحاظ کنید! حتما آموزش شاخص های تجاری کلمات کلیدی رو ببینید.

پیشوندها و پسوندهایی که intent تجاری (Transactional، یعنی intent خرید و پرداخت) رو نشون میدن. در فارسی مثل خرید، قیمت. در زبان انگلیسی مثل buy (خرید)، price (قیمت) یا broker (کارگزار) در عبارتی مثل mortgage broker (کارگزار وام مسکن). در زبان فرانسوی مثل acheter (خرید).

یک نکته! کلمه کلیدی ای که “بهترین” داره intent خرید نداره و تجاری محسوب نمیشه و informational هست. حتی اگه intent کاربر، خرید باشه! کسی که “بهترین فلان” رو جستجو می کنه هنوز در حال مقایسه هست و تصمیم نگرفته، پس این کلمه کلیدی برای مقاله بلاگ هست، نه صفحه فروش. با ورود به چنین کلماتی که “بهترین” دارند، وارد حوزه رقابتی گسترده تر با نرخ تبدیل پایین تر میشیم! من همیشه گفتم، به صرفیدن توجه کنید! نمی صرفه! حداقل در اول کار نمی صرفه!

در نهایت کل لیست رو یک جا به ابزار تحقیق کلمات کلیدی مثل Mangools یا Semrush میدم تا تعداد جستجوی هر کدوم رو بگه. AI فقط لیست رو با روشی که بهش آموزش دادم می سازه، عدد search volume رو ابزار میده که خیلی مهمه.

تعداد جستجوی ماهانه چند کلمه کلیدی به زبان فرانسوی برای یک کتاب فروشی فرانسوی
تعداد جستجوی چند کلمه کلیدی به زبان فرانسوی، کشور فرانسه. ردیف های قرمز اصلا جستجو نمیشن.

یکی از قانون های من(محسن طاوسی) ساده هست. کلمه کلیدی ای که هیچ جستجویی نداره حذف میشه. حتی اگر فکر کنید شاید بعدا جستجو بگیره، یا حس کنید خیلی به کارتون مرتبط هست، باز هم حذف میشه! در تصویر بالا ببینید. عبارت acheter bd adulte که به زبان فرانسوی یعنی “خرید کمیک بزرگسالان” اصلا جستجو نمیشه (بدون تعداد جستجو یا Search Volume)، در حالی که bd adulte یعنی “کمیک بزرگسالان” ماهی بیشتر از 10 هزار بار جستجو میشه. اگر کورکورانه کلمه خرید رو به همه کلمات کلیدی اضافه می کردید، صفحه رو برای عبارتی بهینه کرده بودید که هیچ کس این طور جستجو نمی کرد!

کلمات کلیدی کنار گذاشته شده در تحقیق کلمات کلیدی یک سایت وام مسکن آمریکایی و دلیل حذف هر کدوم
کلمات کلیدی کنار گذاشته شده در تحقیق کلمات کلیدی یک سایت وام مسکن آمریکایی (زبان انگلیسی).

در تصویر بالا دو نوع کنار گذاشتن می بینید. سه ردیف اول اصلا جستجو نمیشن و حذف شدند. سه ردیف بعدی ده ها هزار بار جستجو میشن! ولی intent اونها دقیقا با یک صفحه ای که سایت از قبل داره یکی هست، پس صفحه جدیدی براشون ساخته نمیشه و به همون صفحه موجود خودشون منصوب خواهند شد!(خیلی خیلی مهمه این تفکیک که دو فصل توی دوره بهش اختصاص دادم به علاوه کلی آموزش رایگان!)

یک نشانه رایگان هم دارید. CPC (Cost Per Click، یعنی قیمت هر کلیک در تبلیغات گوگل). وقتی تبلیغ کننده ها برای یک کلمه کلیدی پول میدن، یعنی اون کلمه کلیدی، نرخ تبدیل داره. پس CPC (قیمت هر کلیک) بالا یعنی احتمالا intent خرید قوی!

اگر این مرحله به نظرتون جدید هست، اول آموزش تحقیق کلمات کلیدی رو ببینید. این مرحله رو در ویدیوی تحقیق کلمات کلیدی در عصر هوش مصنوعی هم با جزئیات بیشتری نشون دادم.

صفحه بندی و کلاسترینگ (تارگتینگ) چیست و چرا مهم ترین مرحله هست؟

اگر فقط یک بخش از این مقاله رو نیاز باشه خیلی جدی بگیرید، این بخش هست! خیلی از سایت هایی که رتبه نمی گیرند، مشکل محتوا ندارند. حتی مشکل Off-Page و اعتبار از بیرون هم ندارند(A و T از EEAT). مشکلشون اینه که معلوم نیست هر کلمه کلیدی برای کدوم صفحه هست! یعنی بحث کلاسترینگ عمیق و جدی صفحه به صفحه!

قانون اصلی من (محسن طاوسی) این هست که در ادامه میگم و این رو من از سال ها پیش تا الان استخراج کردم و واقعا دوست ندارم به نام خودتون تدریس کنید یا فکر کنید من یک نویسنده تصادفی در سطح اینترنت هستم یا خودم از جایی برداشتم! واقعا اخلاقا برام مهمه اسم ببرید. راضی نیستم اسم برده نشه(دقیقا اشاره به آدرس mohsentavoosi.com) ولی از این شاخص هایی که در ادامه میگم صحبت بشه. این شاخص ها همون شاخص هایی هستند که بالاتر گفتم از 2016 شروع با سوال بی پاسخ از webmaster stackexchange شروع شد.

1. هر intent جستجو یک صفحه می گیره. یعنی واحد تصمیم گیری intent جستجو هست، نه اینکه برای هر کلمه کلیدی یک صفحه بسازیم، و نه اینکه برای هر موضوع یک صفحه بسازیم. دقیقا تفکیک اصلی، بر اساس intent هست. مثال قدیمی من درباره درب اتوماتیک! کسی که جستجو کرده “درب اتوماتیک” intent اون به صورت کلی “درب اتوماتیک” هست. هر نوع درب اتوماتیکی. شاید کرکره برقی شاید در اتوماتیک شیشه ای و حتی شاید جک درب هم شامل بشه! صفحه من برای این عبارت، باید عنوان و محتوای کلی برای همین intent داشته باشه. اما اگر جستجو کرد “درب اتوماتیک شیشه ای” مشخص هست دقیقا درب اتوماتیکی میخواد که شیشه ای باشه. پس برای “درب اتوماتیک شیشه ای” باید قطعا صفحه جدا داشته باشیم. اما به شرطی که جداگونه، جستجو هم داشته باشه و دارای search volume باشه.

2. شرط بالا در کنار داشتن Search Volume جداگونه هست. نیاز هست یادآوری کنم به کپی رایتی که بالاتر نوشتم. حتما دهان به دهان بگید که این رو از خود محسن طاوسی یاد گرفتید در سایت mohsentavoosi.com. نه Moz نه بلاگ Ahrefs نه نیل پتل و بقیه نویسنده ها و فعالان حوزه SEO در جهان! عادلانه هست چون اون ها شهرت بیشتری دارند تصور کنید کلا همه چیز از اون هاست؟

3. حق نداریم همه مرتبط ها و زیرمجموعه ها رو در صفحه پدر بیاریم. یعنی حق نداریم مدام از سرچ کنسول، صفحه “درب اتوماتیک” رو چک کنیم و بگیم ااااا! درب اتوماتیک شیشه و ریلی و کرکره و… هم ایمپرشن گرفتند! پس بذار بیارم توی عنوان سئو! به خیال باطل اینکه داریم بهینه سازی با سرچ کنسول انجام میدیم که CTR بیشتری بگیریم! برعکس باید برای اون زیرمجموعه ها (اگر Search Volume دارند) صفحه جداگانه بسازیم که دقیقا هم در راستای قانون doorway pages خود گوگل هست و کاربر هم دقیقا درجا در این صفحه دقیق ما به هدفش میرسه و هم هزینه Crawl برای AI ها Answer Engine ها و Generative Engine ها و خود گوگل میاد پایین. چون لازم نیست یک صفحه بزرگتر رو ببینند که از داخلش، مطلب یا محصول یا خدمات مورد نیاز کاربر رو پیدا کنند.

4. نتایج فعلی گوگل، اصلا ملاک نیست! اگر با کلمه “درب اتوماتیک شیشه ای” حتی یک سایت، صفحه جدا ساخته بود، صد در صد ما هم میسازیم (اگر Search Volume داره). اما برعکسش نه! یعنی اگر ساخته بودند حتی یک نفر، حتما ما هم میسازیم. اما اگر هیچ کس صفحه جدا نساخته بود، ما قطعا می سازیم که از این فرصت بی نظیر استفاده کنیم و شانس رتبه یک شدنمون در این شرایط با هزینه کم، بسیار بالاست. چون هم عبارتی هست که جستجو داره و هم برای دقیقا همون User Intent، هیچ صفحه دقیقی وجود نداره! پس جای ما خالیه!

5. به دلیل توضیح داده شده در مورد 4، به هیچ وجه از رقبای قوی و برند و قدیمی تقلید نمی کنیم! چون اون ها اعتبار بالایی دارند و باز گوگل و AI میدونن که کاربر، بهرحال داخل اون سایت، به هدفش میرسه. هرچند همون سایت های برند و قوی هم اگر صفحه جزئی بسازند، دیگه هیچ کس تا ابد جلودارشون نیست! (کپی رایتی که گفتم فراموش نشه).

در سایت وام ملکی در امریکا دو صفحه داشتیم که هر دو کلمه second (دوم) رو داشتند. یکی second home loan یعنی وام برای خرید خانه دوم یا ویلا. یکی second mortgage یعنی وام دوم روی همون خانه ای که الان دارید. کلمه مشترک هست، ولی کسی که هر کدوم رو جستجو می کنه یک intent کاملا متفاوت داره! یکی وام دوم برای همون خونه ای که ازش وام گرفته قبلا. و یکی وام برای خرید خونه دومش یا به اصطلاح خونه تفریحات دومش یا ویلای شهرستانش (second home loan).

دو صفحه با کلمه مشترک و دو intent متفاوت در زبان انگلیسی، وام برای خرید خانه دوم در برابر وام دوم روی همون خانه
دو صفحه با کلمه مشترک و دو intent متفاوت (زبان انگلیسی).

برعکس این حالت هم هست. کلمه متفاوت ولی intent یکسان، یعنی کنیبالیزیشن (Cannibalization، یعنی رقابت صفحه های یک سایت با خودشون). عبارت vacation home loan یعنی “وام خانه ویلایی” و second home loan یعنی “وام خانه  دوم” کلمه هاشون فرق داره ولی intent اونها یکی هست، پس یک صفحه هستند. بعضی ها می گن گوگل در مستندات رسمی خودش چیزی به اسم کنیبالیزیشن نداره. درسته که در مستندات نیست، ولی در عمل جلوی رتبه گرفتن صفحه ها با کلمه کلیدی درست رو به شدت می گیره و کار رو خراب می کنه! قرار نیست هرچی تو مستندات گوگل نباشه، بگیم کلا وجود خارجی نداره.

intent کلی و intent جزئی هم دو صفحه جدا هستند. مثلا همون سایت فقط یک صفحه جزئی برای DSCR cash-out refinance داشت، یعنی وام بازتامین با برداشت نقدی مخصوص ملک اجاره ای، ولی صفحه کلی cash out refinance (وام بازتامین با برداشت نقدی) رو نداشت. صفحه جزئی جای صفحه کلی رو نباید بگیره! (میفهمم که یک کم پیچیده هست اولین بار).

سوالی که همیشه می پرسند. “مگر نباید نتایج گوگل رو ببینیم که دو کلمه کلیدی، یک صفحه هستند یا دو صفحه؟” نه! نتایج گوگل نشون میده امروز چه چیزی هست، نه اینکه جستجو کننده چه چیزی میخواد. اگه امروز هیچ کس صفحه درستی برای یک کلمه کلیدی نساخته، گوگل مجبوره یک صفحه مرتبط نزدیک نشون بده (شاخص چهارم که بالاتر گفتم). این دلیل نمیشه که شما هم همون اشتباه رو تکرار کنید. اینکه یک کلمه کلیدی برای مقاله هست یا برای صفحه فروش هم با یک شاخص تکی، مثل یک عدد یا یک نمودار، تعیین نمیشه. با همه شاخص های صفحه بندی و کلاسترینگ (تارگتینگ) تعیین میشه که بالاتر با تاکید بر کپی رایتش گفتم!

عنوان سئو رو چطور بنویسیم که هم گوگل بفهمه هم کاربر کلیک کنه؟

عنوان سئو (SEO Title) صفحاتم دو بخش داره. بخش اول دقیقا همون عبارتی هست که بیشتر جستجو میشه، بدون یک کلمه کم و زیاد. بخش دوم مترادف یا شکل دیگه همون عبارت هست که بقیه جستجو می کنند. همین! مثلا برای کتاب فروشی فرانسوی:

  • عنوان BD adulte | Bandes dessinées pour adulte که به زبان فرانسوی یعنی “کمیک بزرگسالان | کتاب های مصور برای بزرگسالان”
  • عنوان Livre pas cher | Acheter livres pas chers en ligne که به زبان فرانسوی یعنی “کتاب ارزان | خرید کتاب های ارزان آنلاین”

در عنوان دوم کلمه خرید (acheter) اومده و در عنوان اول نیومده، چون acheter livre pas cher یعنی “خرید کتاب ارزان” ماهی حدود 90 بار جستجو میشه، ولی acheter bd adulte یعنی “خرید کمیک بزرگسالان” اصلا جستجو نمیشه. پیشوند خرید فقط وقتی در عنوان میاد که عبارت اصلی بدون پیشوند خرید، جستجو بشه! در تصویر پایین هر عنوان با ترجمه فارسی کنارش هست:

ستون عنوان سئو (SEO Title) در شیت کتاب فروشی فرانسوی با ترجمه فارسی هر عنوان
ستون عنوان سئو (SEO Title) در شیت کتاب فروشی فرانسوی، با ترجمه فارسی هر عنوان.

بعضی عبارت ها هم بدون هیچ پیشوند و پسوندی intent خرید دارند. کسی که livre code de la route یعنی “کتاب آیین نامه رانندگی” رو جستجو می کنه، می خواد کتاب رو بخره، حتی اگر کلمه خرید رو تایپ نکرده. intent خرید رو از خود عبارت هم بخونید، نه از بودن یا نبودن کلمه خرید! آخر کار هم، چه صفحه فروش باشه چه نه(بلاگی ها و تجاری ها)، هر صفحه ای که در لیست هست، عنوانش رو در شیت، قرار میدیم.

چند قانون دیگه که به AI آموزش دادم:

  • یکسان بودن جداکننده دو بخش عنوان در کل سایت، یا همه | یا همه –
  • سقف حدود 60 کاراکتر. این عدد با اسم برند خودتون حساب میشه، پس برای خود عنوان عملا حدود 50 کاراکتر جا دارید.
  • متفاوت بودن بخش اول عنوان در همه صفحه ها، وگرنه خودتون کنیبالیزیشن (رقابت صفحه های سایت با خودشون) ایجاد کردید!
  • آوردن اسم برند فقط وقتی که خودتون مشخص کنید.

تولید محتوا با هوش مصنوعی چطور انجام میشه که بوی ترجمه و AI نده؟

متن AI رو خیلی راحت میشه تشخیص داد. جمله های بلند، کلمه های پرکننده، “در دنیای امروز”، “در این مقاله به بررسی … می پردازیم”. خواننده همون پاراگراف اول میره!

تولید محتوا با هوش مصنوعی وقتی جواب میده که اول معنا رو بفهمه، بعد بنویسه. روشی که به AI آموزش دادم این هست که برای هر پاراگراف اول باید بفهمه این پاراگراف دقیقا چه می خواد بگه، بعد از صفر و به زبان مقصد بازنویسی کنه، نه کلمه به کلمه. من محتوا رو در 8 زبان تولید می کنم و این تنها روشی هست که در همه زبان ها جواب داده.

یک نمونه ببینید. این پاراگراف از پروژه خاصی نیست و فقط برای نشون دادن فرق قبل و بعد نوشته شده.

قبل، ترجمه ای و پر از کلمه پرکننده. “در دنیای امروز، انتخاب یک حساب معاملاتی مناسب می تواند یکی از مهم ترین تصمیماتی باشد که هر معامله گر با آن مواجه می شود. در این مقاله به بررسی جامع انواع حساب ها و ویژگی های هر یک از آن ها خواهیم پرداخت تا بتوانید با آگاهی کامل بهترین گزینه را برای خود انتخاب نمایید.”

بعد، اول معنا، بعد جمله کوتاه. “حساب معاملاتی سه نوع دارد و فرقشان در اسپرد، کمیسیون و حداقل واریز است. اگر تازه شروع کرده اید، حساب استاندارد کافی است. جدول پایین هر سه را کنار هم نشان می دهد.”

مسیر کار هر محتوا این ترتیب رو داره:

  • معنا. هر پاراگراف چی میگه؟
  • فکت. هر عدد و ادعا منبع داره یا نه؟
  • لحن. قانون های لحن همون برند یا همون نویسنده رعایت شده؟
  • سوالات متداول.
  • قانون های اون حوزه. مثلا در حوزه مالی، ادعایی که قانونی نیست نیاد.
  • بررسی اینکه متن به برند ضرر نزنه.

برای هر برند یک skill لحن جدا دارم. حتی برای لحن خودم(mohsen tavoosi)! قانون هایی مثل “کلمه کلیدی کامل و رسمی بمونه ولی فعل خودمانی باشه” یا “هر اصطلاح انگلیسی معادل فارسی کنارش بیاد” همه با مثال غلط و درست در اون فایل نوشته شدند. همه این skill ها، پرامپت ها و شیت های نمونه رو آماده کردم که لازم نباشه از صفر بسازید. از اینجا می تونید دانلود skill هوش مصنوعی و فایل های نمونه برای سئو رو انجام بدید.

لحن، بازنویسی و لیست کارهای قبل از انتشار رو مفصل در دوره سئو گفتم، همراه همون قالب هایی که خودم برای نویسنده هام استفاده می کنم.

سوالات متداول رو چطور برای AEO و GEO بنویسیم؟

بخش سوالات متداول جایی هست که هم AI Overview گوگل (موتور هوش مصنوعی خود گوگل در نتایج جستجو) و هم ChatGPT و بقیه، بیشترین چیز رو ازش برمی دارند، چون یک سوال و جواب کوتاه رو راحت تر از یک پاراگراف بلند در نتایجشون نشون میدن. پس این بخش رو سرسری ننویسید!

سوال ها از دو جا میان و هر دو اجباری هستند:

  • برای هر جوابی که در متن دادید، یک سوال کوتاه. اینکه “در متن گفتیم” دلیل حذف سوال نیست، چون ممکن هست همون جواب کوتاه در نتایج هوش مصنوعی بیاد!
  • سوال هایی که خواننده واقعی میپرسه ولی متن جوابشون رو نداده.
سوال های متداول از دو جا میان و قبل از انتشار، هر سوال از سه صافی رد میشه
سوال ها از دو جا میان و قبل از انتشار، هر سوال از سه صافی رد میشه.

تعداد سوال ها رو محتوا تعیین می کنه، نه تعداد کلمه مقاله! سقف رو 30 تا گذاشتم. جواب هر سوال 2 تا 4 جمله هست و جمله اول، خود جواب هست. بعدش توضیح میاد. قبل از انتشار، هر سوال از سه صافی رد میشه:

  • اگر همین سوال رو زیر یک مقاله دیگه هم بشه گذاشت، یعنی زیادی کلیه و حذف میشه.
  • اگر جواب، فقط همون سوال رو با کلمه های دیگه تکرار کرده، حذف میشه.
  • اگر هیچ انسان واقعی این سوال رو نمی پرسه، حذف میشه.

لینک داخلی رو کجا بدیم و صفحه های یتیم رو چطور پیدا کنیم؟

هر مقاله بلاگ باید به یک صفحه پول ساز، یعنی صفحه ای که نرخ تبدیل داره، لینک بده! این رو قبل از نوشتن مشخص می کنم، نه بعدش. در شیت تحقیق کلمات کلیدی همون سایت وام مسکن آمریکایی، برای هر مقاله جدید یک ستون “لینک اجباری” هست، یعنی صفحه فروشی که مقاله حتما باید بهش لینک بده. یک ستون هم برای صفحه های مرتبط فعلی هست که مقاله هم باید بهشون لینک بده و هم نباید باهاشون رقابت کنه. اصول کامل لینک سازی داخلی رو جدا گفتم. در تصویر پایین می بینید.

ستون لینک اجباری برای مقاله های جدید یک سایت وام مسکن آمریکایی در شیت برنامه محتوا
ستون لینک اجباری برای مقاله های جدید یک سایت وام مسکن آمریکایی (زبان انگلیسی).

عنوان مقاله های تصویر بالا به ترتیب یعنی “HELOC (خط اعتباری روی ارزش خانه) از دوره برداشت تا بازپرداخت چطور کار می کنه؟”، “هزینه های بستن قرارداد برای خریدار چقدره؟” و “نرخ وام مسکن پایین میاد؟”.

دکمه CTA (Call To Action، یعنی دکمه ای که خواننده رو به یک کار دعوت می کنه) هم باید به قدم بعدی خواننده لینک بده، نه هر جایی که دلمون می خواد! کسی که داره می خونه HELOC (خط اعتباری روی ارزش خانه) چطور کار می کنه، قدم بعدیش صفحه HELOC هست، نه صفحه تماس با ما.

بعد از هر دسته صفحه جدید، صفحه های یتیم رو هم بررسی می کنم. صفحه یتیم یعنی صفحه ای که هیچ لینک داخلی بهش نمیاد و گوگل و AI به سختی پیداش می کنند. کافیه از Claude بخواید لیست صفحه های نقشه سایت (Sitemap) رو با لیست لینک های داخلی مقایسه کنه و هر صفحه ای که هیچ لینکی نگرفته رو بیرون بکشه.

رپورتاژ با AI چطور بنویسیم که بوی تبلیغ نده؟

اول یک حقیقت رو روراست بگم. ذات رپورتاژ، یعنی پول دادن تا یک سایت دیگه به شما لینک فالو (Follow، لینکی که اعتبار رو منتقل می کنه) بده، از نظر گوگل کلاه سیاه هست! فقط وقتی میشه کلاه خاکستری حسابش کرد که هیچ نشونه ای نده که پولی پشتش هست. پس رپورتاژی که بوی آگهی بده، هم برای خواننده بی ارزشه و هم برای گوگل یک نشونه خطر.

قانون من(محسن طاوسی) این هست که آگهی باید نامرئی باشه:

  • نیومدن هیچ صفت تعریفی مثل “معتبرترین” درباره برند خودمون
  • نیومدن هیچ دعوت مستقیمی مثل “همین حالا ثبت نام کنید”
  • اومدن اسم برند حداکثر یک بار، و پیش فرض من این هست که اصلا نیاد!
  • فقط یک لینک به سایت خودمون، اون هم جایی بین 60 تا 70 درصد متن، نه در مقدمه و نه در پاراگراف آخر
  • لینک دادن به منابع معتبر دیگه، اگر رسانه منتشر کننده قبول کنه، چون مقاله واقعی هم همین کار رو می کنه
  • داشتن یک بخش درباره ریسک ها، چون مقاله ای که فقط خوبی میگه باورپذیر نیست

لینک وسط متن میاد، چون خواننده ای که تا اونجا اومده یعنی موضوع براش جدیه و لینک، ادامه طبیعی همون حرفه. لینک در مقدمه یعنی “اومدم لینک بذارم”!

رپورتاژ طول ثابتی هم نداره. 800 کلمه، 1000 کلمه یا 3000 کلمه، هر قدر که یک متن طبیعی لازم داره. معیار فقط این هست که خواننده نتونه حدس بزنه این متن به قصد تبلیغ نوشته شده! برای سایت های غیرفارسی هم همین قانون هاست، فقط رسانه و سبک فرق می کنه که اون رو در آموزش رپورتاژ خارجی و بین المللی جدا گفتم.

سئو تکنیکال رو با AI چطور بررسی کنیم؟

سئو تکنیکال جایی هست که AI بیشترین وقت رو براتون ذخیره می کنه، به شرطی که داده واقعی بهش بدید، نه حدس. این ها رو به همین ترتیب بررسی می کنم. اگر پایه این بحث رو ندارید، اول آموزش سئو تکنیکال رو ببینید.

اول، جاوااسکریپت و کراولینگ (Crawling، یعنی گشتن ربات گوگل در صفحه های سایت). گوگل باید بتونه متن و لینک های صفحه رو ببینه! سایت هایی که با React، Vue یا Angular (سه فریم ورک رایج جاوااسکریپت برای ساخت سایت) ساخته شدند، اگر درست تنظیم نشده باشند، ممکنه به گوگل یک صفحه خالی نشون بدهند! این موضوع رو کامل در آموزش سئو سایت های جاوااسکریپتی گفتم. اینکه چطور تشخیص بدید سایتتون مشکل رندرینگ (Rendering، یعنی ساخته شدن صفحه برای ربات گوگل) داره یا نه رو هم در ویدیوی تشخیص داینامیک رندرینگ نشون دادم. مستندات خود گوگل هم در این باره در صفحه JavaScript SEO basics هست.

سوالی که خیلی ها دارند. “سایتم وردپرسی هست، باید نگران جاوااسکریپت و رندرینگ باشم؟” 99 درصد مواقع نه! وردپرس در این قضیه کاملا سئو فرندلی هست (SEO Friendly، یعنی برای گوگل بهینه هست). برای اینکه خیالتون راحت بشه، نمایش کد صفحه (View Source) رو ببینید، نه ابزار بازرسی مرورگر (Inspect). اگر متن و لینک ها در نمایش کد صفحه هستند، مشکلی ندارید.

دوم، پایه ای که حتی قبل از تکنیکال هست. صفحه بندی و کلاسترینگ (تارگتینگ) که بالاتر با شاخص هاش گفتم و جزئیاتش رو در آموزش کلاسترینگ، صفحه بندی و تارگتینگ هم آوردم. سایت نباید صفحه تکراری یا شبیه به خودش داشته باشه. فرقی نمی کنه یک برچسب باشه یا یک دسته، اگر موضوعش همون موضوع یک صفحه دیگه هست، دارید با خودتون رقابت می کنید!

بعد، بقیه موارد:

  • وضعیت ایندکس صفحه ها در گزارش وضعیت ایندکس (Pages) سرچ کنسول (Google Search Console). چند صفحه ایندکس شده، چند صفحه نه، و به چه دلیلی.
  • صفحه های بی خاصیت که نه به درد گوگل می خورند نه به درد کاربر. صفحه بندی لیست ها، فیلترها و آدرس هایی که با ? ساخته میشن و سهمیه خزیدن گوگل (Crawl Budget) رو هدر میدن.
  • آدرس اصلی (Canonical) هر صفحه. به خودش اشاره می کنه یا به صفحه دیگه؟ توضیح گوگل درباره آدرس اصلی رو هم ببینید.
  • ریدایرکت ها و صفحه های 404 (پیدا نشد) که اشتباهی اتفاق افتادند و ازشون خبر ندارید. ریدایرکت یا 404 ای که خودتون آگاهانه گذاشتید، مثلا موقع تمیزکاری سایت، هیچ مشکلی نداره! اگر یک نفر این ها رو به عنوان مشکل تکنیکال براتون نوشت، اشتباه کرده.
  • نقشه سایت (Sitemap). فقط صفحه هایی داخلش باشند که قصد دارید ایندکس بشن.
  • فایل ربات تکست (robots.txt). این فایل از اون چیزهایی هست که همه درباره ش حرف می زنند، ولی معمولا کسی در سایتش مشکلی باهاش نداره. برای همین بیشتر از این بهش نمی پردازم.
  • سرعت و Core Web Vitals (معیارهای سرعت و تجربه کاربری گوگل)، مخصوصا روی موبایل.
  • داده ساختاریافته (Schema).
  • برای سایت چندزبانه، برچسب زبان صفحه (hreflang) و اینکه هر زبان روی نسخه خودش بشینه.

یک مثال دیگه هم بگم. روی یک سایت وردپرسی، یک افزونه ساخت لیست با صفحه بندی خودش نزدیک 20 هزار آدرس بی خاصیت ساخته بود! یعنی بیشتر از نصف کل صفحه هایی که گوگل از اون دامنه می شناخت. در تصویر پایین گزارش وضعیت ایندکس (Pages) همون سایت رو می بینید که نشون میده بعد از اصلاح، تعداد صفحه های شناخته شده ماه به ماه داره پایین میاد.

گزارش وضعیت ایندکس (Pages) سرچ کنسول که کم شدن ماه به ماه صفحه های شناخته شده رو نشون میده
گزارش وضعیت ایندکس (Pages) سرچ کنسول. صفحه های شناخته شده بعد از جمع کردن آدرس های بی خاصیت، ماه به ماه کمتر شدند.

در این موضوع، سه تصمیم، مهم بود:

  • پیدا کردن منبع واقعی صفحه بندی از کد HTML صفحه. چند افزونه احتمالا مقصر بودند.
  • استفاده از ریدایرکت 301 (انتقال دائمی آدرس) برای صفحه های کاملا تکراری، به جای noindex، چون اعتبار صفحه رو به صفحه اصلی منتقل می کنه. بعد حذف اون ها. توضیح گوگل درباره ریدایرکت رو هم ببینید. البته اگر ایمپرشنی نداشتند در 12 ماه گذشته، درجا حذف می کنیم.
  • نبستن این آدرس ها در robots.txt (فایل ربات تکست). اگر ببندید، گوگل دیگه نمی تونه بره ببینه و ریدایرکت 301 رو هیچ وقت نمی بینه، پس این صفحه ها سال ها در ایندکس می مونند! خود گوگل هم همین رو در راهنمای robots.txt گفته.

برای سایت های فروشگاهی، مهم ترین منبع صفحه های بی خاصیت، فیلترها هستند. اینکه کدوم فیلتر باید ایندکس بشه و کدوم نه رو در ویدیوی Faceted Navigation (فیلترهای چندگانه فروشگاه) و آموزش سئو سایت فروشگاهی گفتم.

Off-Page و لینک سازی رو چطور بررسی کنیم؟

در Off-Page (کارهای بیرون از سایت، مثل لینک گرفتن از سایت های دیگه) هم AI فقط وقتی به درد می خوره که داده بک لینک ها (لینک هایی که از سایت های دیگه به شما داده شده) رو از یک ابزار بهش بدید. این ها رو بررسی می کنم:

  • اومدن بک لینک ها از سایت های مرتبط و واقعی، نه از سایت های بی ربط و مزرعه های لینک!
  • توزیع انکرها (متن لینک ها). اگر بیشتر انکرها دقیقا کلمه کلیدی تجاری باشند، طبیعی نیست و ریسک داره!
  • لینک های اسپم و مشکوک
  • لینک هایی که رقبا گرفتند و شما نگرفتید
  • جاهایی که اسم برندتون اومده ولی لینک نگرفتید. هر کدوم یک فرصته!
  • روند. لینک ها ناگهان زیاد شدند یا آروم و طبیعی؟

یک نکته مهم برای GEO و AEO هم هست. AI Overview گوگل و ChatGPT و سایر AI Answer ها وقتی جواب میدن، بیشتر اسم برندهایی رو میارن که در منابع مختلف درباره شون حرف زده شده. پس حضور در سایت های معتبر الان فقط برای رتبه گوگل نیست! که این موضوع مربوط میشه به بحث Off-Page و همون A و T از EEAT. یعنی اعتبار و قابل اعتماد بودن که از خارج از سایت میاد. که تو دوره سئو دو فصل مفصل بهش پرداختم.

چرا لینک بیلدینگ هنوز لازم هست و چطور بدون اینکه گوگل جریمه کنه انجامش بدید رو در آموزش لینک بیلدینگ کامل توضیح دادم. اینکه الگوریتم های گوگل امروز با لینک چطور برخورد می کنند رو هم در الگوریتم های گوگل ببینید.

گزارش SEO رو چطور بدیم که کارفرما گول نخوره؟

گزارش SEO بد، از SEO بد خطرناک تره، چون تصمیم اشتباه می سازه! دو تا عدد رو من(محسن طاوسی) هرگز گزارش نمی کنم:

  • میانگین رتبه کل سایت. وقتی صدها صفحه جدید با رتبه پایین وارد نتایج میشن، میانگین بدتر میشه در حالی که سایت داره رشد می کنه.
  • CTR (Click Through Rate، یعنی درصد کسانی که نتیجه رو دیدند و کلیک کردند) کل سایت، به همون دلیل.

رتبه رو فقط برای یک عبارت مشخص و با اسم همون صفحه گزارش می کنم. به جای میانگین کل عبارت ها برای کل سایت، این ها رو میذارم:

  • کل کلیک
  • تعداد کلمات کلیدی که کلیک گرفتند
  • تعداد صفحه هایی که در نتایج دیده شدند
  • تعداد کلمات کلیدی که سایت براشون ایمپرشن داشته

یک صفحه از گزارش ماهانه یک سایت آمریکایی Mortgage که در مثال های دوره هم آوردم:

یک صفحه از گزارش ماهانه یک سایت آمریکایی
یک صفحه از گزارش ماهانه یک سایت آمریکایی. به جای میانگین رتبه، تعداد کلمات کلیدی که کلیک گرفتند گزارش شده.

متن زیر جدول(داخل عکس) هم توضیح میده چرا ایمپرشن کم شده ولی کلیک بیشتر شده. ماه قبلش یک روز بود که سایت چند برابر یک روز عادی ایمپرشن گرفته بود. اون جهش تکرار شدنی نبود و نباید نتیجه حساب می شد.

یک قانون دیگه. اگر یک کلمه کلیدی کم جستجو در یک ماه ایمپرشن صفر گرفت، لزوما به این معنی نیست که رتبه از دست رفته. کلمه کلیدی ای که ماهی کمتر از 20 بار جستجو میشه، وقتی کسی اون رو جستجو نکنه، نه ایمپرشن ثبت میشه نه رتبه. قبل از اینکه بنویسید “رتبه رو از دست دادیم”، تعداد جستجوی اون کلمه کلیدی رو در ابزار ببینید!

آخرین چیزی که باید بلد باشید، فرق تست های خود گوگل برای بررسی رفتار کاربر، با پنالتی الگوریتمی هست. خیلی ها وقتی ایمپرشن بالا و پایین میشه وحشت می کنند. تست گوگل این شکلیه:

  • جهش از همون روزی شروع میشه که گوگل صفحه رو برای اولین بار کراول کرده (یعنی ربات گوگل صفحه رو دیده).
  • کلمات کلیدی که ایمپرشن گرفتند ناآشنا هستند و ربطی به کلمات کلیدی اصلی ندارند.
  • کلیک زیر 1 درصد هست.
  • صفحه ها هر کدوم یک روز متفاوت از نتایج خارج میشن.

پنالتی برعکسه. همه چیز در یک روز با هم میفته و برنمی گرده! خیلی وقت ها هم پنالتی الگوریتمی هست. یعنی با اپدیت الگوریتم، تصمیم گرفته شده سایت شما بره عقب. جریمه ای وجود نداره و اکثر مواقع هم همین هست.

یادتون باشه که هر کار طبیعی حداقل 6 ماه طول می کشه تا نتیجه واقعیش رو ببینید. هر کس زودتر از 6 ماه قول نتیجه میده، یا داره روی کلمات کلیدی بدون جستجو حساب می کنه یا داره بالا و پایین شدن عادی رو به عنوان رشد گزارش می کنه!

گزارش نویسی، تشخیص تغییرات گوگل از پنالتی بزرگ و خوندن درست سرچ کنسول رو قدم به قدم در دوره سئو کار کردیم، با گزارش های واقعی.

چطور به AI یاد بدیم مثل خودمون SEO کار کنه؟

اینجا جایی هست که اکثرا اشتباه میکنند. یک پرامپت خوب می نویسند، یک بار جواب میده، دفعه بعد همه چیز فراموش شده! راه حل skill هست که من اسکیل ها و تمپلیت هامو برای استفاده عموم در بخش دانلود اسکیل سئو قرار میدم. یک فایل که روش و قانون های شما رو نگه می داره و هر بار که اون موضوع پیش میاد، Claude اول اون رو می خونه. مثلا قانون 3 از skill عنوان سئو (SEO Title) من این هست:

قانون 3. عنوان صفحه تجاری و فروشگاهی دو بخش داره. عنوان صفحه تجاری و فروشگاهی دو بخش کلمه کلیدی داره که با جداکننده از هم جدا میشن و بعد از اون ها جداکننده برند و اسم برند میاد. بخش اول کار رتبه گرفتن روی دقیق ترین عبارت تجاری رو می کنه و بخش دوم دامنه پوشش رو باز می کنه.

دلیل. یک عبارت تنها فقط یک شکل جستجو رو پوشش میده. دو بخش که کلمه هاشون مکمل هم باشه، با ترکیب کلمه ها ده ها شکل جستجوی همون intent رو پوشش میده.

مثال غلط. Bank Statement Loans – Brand Name که فقط یک شکل رو هدف گرفته و کلمه mortgage و lender رو نداره.

مثال درست. bank statement mortgage lender | bank statement loans – Brand Name

این چند اصلی هست که skill هام رو باهاش می سازم:

  • هر اصلاح، یک خانواده خطاست. وقتی یک جمله یا عنوان رو اصلاح می کنم، AI نباید فقط همون یکی رو درست کنه. باید اسم اون نوع خطا رو پیدا کنه، دو مثال تازه از همون خطا بسازه، کل خروجی رو برای همون خطا بگرده و قانونش رو در skill ثبت کنه.
  • هر قانون چهار جزء داره. متن قانون، دلیلش، مثال غلط و مثال درست. قانونی که دلیل نداره رو AI یک جای دیگه رعایت نمی کنه، چون نمی فهمه چرا مهمه.
  • هر چیزی که میشه مکانیکی بررسی کرد، مکانیکی بررسی میشه. طول عنوان، تکراری بودن بخش اول عنوان، یا کلمه هایی که نباید در متن باشند رو خود AI با یک بررسی خودکار پیدا می کنه، نه با چشم. من فقط ازش می خوام این بررسی رو انجام بده.
  • قبل از دست زدن به داده، معیارها تایید میشن!
  • هر تحویل باید بگه چه چیزی بررسی نشد. این از همه چیز مهم تره!

همه این skill ها، پرامپت ها و شیت های نمونه ای که در این مقاله دیدید رو آماده کردم که لازم نباشه از صفر بسازید. از اینجا می تونید دانلود skill هوش مصنوعی و فایل های نمونه برای سئو رو انجام بدید و همین امروز روی سایت خودتون امتحانشون کنید! اگر هم قصد دارید کل این مسیر رو از اول تا آخر روی پروژه خودتون جلو ببرید، دوره سئو برای همین هست.

سوالات متداول

آیا هوش مصنوعی می تونه به تنهایی SEO یک سایت رو انجام بده؟

نه! هوش مصنوعی فقط روشی رو اجرا می کنه که متخصص بهش آموزش داده. تعداد جستجو، داده رتبه و وضعیت ایندکس هم باید از ابزار و سرچ کنسول بیاد و معیارها قبل از شروع کار تایید بشه.

چرا نباید تعداد جستجو رو از ChatGPT یا Claude پرسید؟

چون این مدل ها به داده زنده جستجو دسترسی ندارند و یک عدد می سازن که فقط منطقی به نظر میاد. تعداد جستجو رو باید از یک ابزار تحقیق کلمات کلیدی (Keyword Research) مثل Mangools، Semrush، جت سئو، کیوردچی، میزفا تولز یا سئو سیگنال و برای کشور هدف گرفت.

ابزار تحقیق کلمات کلیدی برای کار با هوش مصنوعی چی باید داشته باشه؟

باید MCP یا Connector داشته باشه، نه فقط API! با MCP، هوش مصنوعی عدد رو مستقیم از خود ابزار می خونه و دیگه لازم نیست تعداد جستجو رو دستی وارد کنید.

برای سئو با هوش مصنوعی باید برنامه نویسی بلد بود؟

نه! همه کارهایی که در این مقاله گفتم بدون نوشتن حتی یک خط کد انجام میشه. فقط نسخه رایگان ابزارها برای کار جدی کافی نیست و اشتراک پولی و اختصاصی لازم هست.

تحقیق کلمات کلیدی رو از کجا باید شروع کرد؟

از صفحه های فعلی سایت خودتون! اول لیست همه صفحه های تجاری و بلاگی، با عنوان سئو و عنوان محتوای هر کدوم، استخراج میشه که صفحه تکراری ساخته نشه. بعد تحقیق برای کلمات کلیدی جدید شروع میشه.

شکاف کلمات کلیدی رو چطور میشه سریع هرس کرد؟

اول کلمات کلیدی ای کنار گذاشته میشن که رقیب در اون ها در 3 صفحه اول گوگل نیست. در پروژه کتاب فروشی فرانسوی همین فیلتر ساده حدود 2500 کلمه کلیدی رو قبل از هر بررسی دیگه ای کنار گذاشت. بعد معیارهای حذف و ادغام نوشته و تایید میشن و هوش مصنوعی اون ها رو اجرا می کنه.

دو کلمه کلیدی با کلمه مشترک باید در یک صفحه باشند یا دو صفحه؟

معیار کلمه نیست، intent جستجو (Search Intent) هست. اگر intent دو کلمه کلیدی یکی باشه، یک صفحه کافیه، حتی اگر کلمه هاشون فرق داشته باشه. اگر intent اونها فرق کنه و هر کدوم جداگونه تعداد جستجو داشته باشه، دو صفحه لازمه، حتی اگر کلمه مشترک داشته باشند.

برای تصمیم درباره صفحه جدا، باید نتایج فعلی گوگل رو دید؟

نه! نتایج گوگل نشون میده امروز چه صفحه ای وجود داره، نه اینکه جستجو کننده چی می خواد. اگر یک عبارت intent جزئی و تعداد جستجوی جداگونه داشته باشه، صفحه جدا براش ساخته میشه، چه رقبا ساخته باشند چه نه. این شاخص های صفحه بندی رو من(محسن طاوسی) از سال 2016 استخراج کردم.

GEO و AEO چه فرقی دارند؟

GEO یعنی بهینه سازی برای اینکه AI Overview گوگل محتوای سایت شما رو در نتایجش نشون بده. AEO یعنی بهینه سازی برای اینکه ChatGPT، Gemini، Claude و بقیه، در نتایجشون، سایت شما رو پیشنهاد بدهند. این دو در عمل فرایند اجرایی یکسانی دارند.

سایت وردپرسی مشکل رندر جاوااسکریپت داره؟

99 درصد مواقع نه! وردپرس کد کامل صفحه رو از سمت سرور(SSR) می فرسته و با request های جاوااسکریپتی و json، محتوا رو در سورس نمیاره. یعنی وابسته به اجرای جاوااسکریپت روی مرورگر client(شما) نیست. برای اینکه خیالتون راحت بشه، نمایش کد صفحه (View Source) رو ببینید. اگر متن و لینک ها داخلش هست، مشکلی ندارید. تأکید میکنم مثل همیشه. ویو سورس رو با Inspect اشتباه نگیرید. DOM و Source متفاوته. حتما آموزش تفاوت DOM و Source رو ببینید. همچنین در فصل تکنیکال پیشرفته دوره، کاملا به این موضوع، تسلط پیدا می کنید.

تست گوگل رو چطور از پنالتی تشخیص بدیم؟

در تست گوگل، جهش ایمپرشن از روز اولین کراول شروع میشه، عبارت ها ناآشنا هستند، کلیک زیر 1 درصد هست و صفحه ها هر کدوم یک روز متفاوت از نتایج خارج میشن. در پنالتی همه چیز در یک روز با هم میفته و برنمی گرده.

نتیجه SEO با هوش مصنوعی چقدر طول می کشه؟

هوش مصنوعی سرعت انجام کارها رو بالا می بره، ولی زمان واکنش گوگل رو کوتاه نمی کنه. هر کار طبیعی در فرایند Organic Search حداقل 6 ماه طول می کشه تا نتیجه واقعیش رو ببینید.